{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون سنگ ، شدی سبز نشستی سر راهم

چون سنگ ، شدی سبز نشستی سر راهم
گفتی که من آن حاصل یک لحظه گناهم
من متهم اول چشمان تو گشتم
وقتی که به سیمای تو افتاد نگاهم
در گوشه ی تنهایی دل اشک فشانم
یک سینه محن دارم  و گنجینه ی آهم
تصمیم گرفتم که دلم را به تو بخشم
بی دل شوم از هیچ کسی هیچ نخواهم
گفتی که به من سر بزنی گاه بگاهی
من منتظر  سر زدن گاه بگاهم  
دل طعمه ی اغیار نمی شد اگر از آن روز
قطع نظر از فاصله  ، می داد پناهم
دیدگاه ها (۵۸)

آمده ام آمدم ای شاه پناهم بدهخط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملج...

چون سنگ ، شدی سبز نشستی سر راهمگفتی که من آن حاصل یک لحظه گن...

بیا ای نازنین در خواب من گاهی نگاهم کنو با لبخند های مهربانت...

بیا ای نازنین در خواب من گاهی نگاهم کنو با لبخند های مهربانت...

بیا ای نازنین در خواب من گاهی نگاهم کنو با لبخند های مهربانت...

@taninبیا ای نازنین در خواب من گاهی نگاهم کنو با لبخند های م...

آمدم ای شاه پناهم بده خط امانی ز گناهم بدهای حرمت ملجأ درمان...

حیرت زده در حسرت یک نیم نگاهمآیینه ی اندوه و غم و غصه و  آهم...

چه بخواهم چه نخواهم، شهدا می بینندگاه در حال گناهم، شهدا می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط