{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستاشو مشت کرده بود............

دستاشو مشت کرده بود............




پرسيدم توي مشتت چيه............؟





گفت:خودت نگاه کن...........




دستاشو گرفتم و آروم باز کردم...............



توي دستاش چيزي نبود............!





گفتم چيزي نيست که..............




دستامو که توي دستاش بود فشرد....................



گفت:نبود ولي حالا هست...............




دستام گرم شد.....................



و او لبخند زد.......................♥♥♥
دیدگاه ها (۷)

بعد از رفتن تو................ فقط من مانده ام و روزهايي ك...

ديدي تا حالا اگر کسي رو دوست داشته باشي دلت نمياد اذيتش کني....

بيا با هم در پاییزی عاشقانه, قدم برداريم با هم......... ...

لمس کن کلماتی را که برایت می نویسم....... تا بخوانی و بف...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.36(از زبون جونگ...

بچه ها یچیزی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط