سایه ای در قاب

سایه ای در قاب
𝑷𝒂𝒓𝒕 𝑶𝒏𝒆
────✦────
روکا
همه جا دوده
دست و پام بسته بود
وسط جنگل تک و تنها
تار میدیدم سرم درد میکرد
تنها چیزی که میدیدم و می‌شنیدم پارس سگ جنی و صدای پای تهیونگ بود
تهیونگ : ایناهاش پیداش کردم
که چشام سیاهی رفت
وقتی چشامو باز کردم
با چشمای نگران جنی روبه رو شدم که بهم نگاه می‌کرد
جنی : بهوش اومدی؟
روکا : نه داری خواب میبینی
جنی : الان وقت مزه پروندنه الان؟ بگو ببینم چه اتفاقی افتاد
روکا : اصلا نپرس
جنی : چرا
روکا : خب........یادم نمیاد
جنی : ب..باشه
تهیونگ : بهتره یه ذره استراحت کنی

از زبان میا و رورام
اونا نتونستن روکا رو به بیمارستان منتقل کنن به دلیل مسائل امنیتی و وجود گروه فیلیکس

گروه فیلیکس
آسا : فیلیکس ، اینجوری نمیشه واقعا
شوگا : با اسا کاملا موافقم باید یه اسمی انتخاب کنیم برای گروه
رزی : اره ولی چه اسمی
فلیکس : خیلی خب باشه خوردین منو
اسا : خب چی بزاریم
رزی : یه چیزی باید باشه که متفاوت باشه، سرد ، خنثی ، در عین حال قدرت مند و دارای نظم ، استراتژی خاص
شوگا : آره ما دقیقا به همچین چیزی نیاز داریم
فیلیکس : یگان نقره ای ، چطوره
همه : خوبه
از زبان فیلیکس
همه چی داشت عادی می‌گذشت که رئیس جمهور...
@lim.mia2011

#فیک #فلیکس #اسا #رزی #شوگا #داستان #جنایی #داستان_جنایی #چند_پارتی #کیپاپ #فیک_کیپاپ
#تهیونگ #روکا #جنی #هیونجین
دیدگاه ها (۱۹)

پارت پنج

جواب ناشناستون

جواب ناشناستون

سلام سلام من بعد از یه مدت اومدمممکمتر از یه هفته مونده به م...

جواب ناشناستون

اومیدوارم شایع باشه اینجارو حتما فالو داشته باشید اگر این پی...

دو هفته از موندن ات توی عمارت گذشته بود.ات کم‌کم به فضای عما...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

رفتار سرد

پارت ۲۲:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط