فرودگاه بودم

فرودگاه بودم...
یه جوان پس از سال ها دوری از وطن به وطنش بازگشت...

او از هواپیما که پیاده شد، ساکشو زمین گذاشت و سجده کرد و خاک وطنش را بوسید...

سرشو که بلند کرد دید





ساکش نیست...
دیدگاه ها (۳)

پسر بچه ای فیلمی در باره امپراطور چین میدید فیلم که تمام شد ...

.......

؟؟؟

خخ اومدم ولی میرم

ظهور ازدواج )( فصل سوم ) پارت ۵۸۴. صداي قدمهاي بلند جیمین او...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟏ات خشکش زده بود. نمی‌دونست ب...

چندشاتی جونگکوک(پارت۱۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط