{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود، دوایی کن دل دیوانه‌ی ما را

سعدی
دیدگاه ها (۳)

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

حیلت رها کن عاشقا، دیوانه شو، دیوانه شو... 🕊️✨و اندر دل آتش ...

دیوانه ی  محبت  جانانه ام  هـنوزدست  از دلم  بدار که دیوانه ...

عاشقانه های شبنم

🕗 #وقت_سلام

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

«سِفرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۴. معماریِ صبرخالقِ زم...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط