{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۶۱


* خوابیده بودم که حس، کردم یه نفر همه ش داره تکونم میده *

کیان : هوی پاشو

رزت : هوم چته؟

کیان : پاشو

رزت : برای چی؟

کیان : احمق مدرسه

رزت : باشه باشه


* تو راه بودیم*

رزت : اممم کیان

کیان : هوم؟

رزت : اون امروز میاد این مدرسه؟

کیان : آره

رزت : خیلی فکرم مشغوله به علاوه ویکتوریا مایا هم هست

کیان : نگران نباش

رزت : باشه

*رسیده بودیم مدرسه کیان رفت دفترش و منم رفتم سر کلاسم *

میا : رزت صبح بخی_

رزت : چیزی شده؟

اگنس : زیر چشمات خیلی سیاهن دیشب ساعت چند خوابیدی؟

رزت : ها دیشب خیلی دیر خوابیدم

* کیان چرا بهم نگفت که زیر چشمام سیاهن *

میا : هی رزت

رزت: هوم

میا : میگن یه دانش آموز جدید میخواد بیاد تو و کیان دوست دختر دوست پسرین پس میدونی که کیه؟ حتما باید بهت گفته باشه

رزت : آره

اگنس : کیه؟

رزت : هوف.... مایا اسموند

اگنس : واقعا ؟

رزت : آره

میا : آها خب دیگه همه بشینن سرجاشون استاد الان میاد

* نشستم خیلی خوابم میاد ... یهو یه نفر تو سرم*

رزت : آخ چته

ویکتوریا : این برای دیروزه ه*رزه

رزت : هوف میتونم دوباره این کار تو به کیان بگم

* با شنیدن این حرف رفت سر جاش نشست و استاد اومد کلاسم شروع شد *
دیدگاه ها (۳)

پارت ۶۰ رزت : منم اصلا حس خوبی ندارم ولی اون اینجا چیکار میک...

پارت ۵۹رزت : بذار کیکمو بخورم کیان : جدی میگم یه صدای گریه م...

پارت ۵۸ویکتوریا: نه کیان : باشه ... میا میا : بله کیان : ویک...

پارت ۵۷ رزت : وای نه حوصله شو ندارم ویکتوریا : هوی ه*رزه خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط