فیک 《 bad boy 》

فیک 《 bad boy 》
P*8*

کوک: گندش بزنن پاشو برو درو باز کن
ا/ت: بگو کلفت اوردی دیگ
کوک: گفتنش سخت بود خوشبختانه خودت فهمیدی
ا/ت: مزه نریز بی نمک میشی
کوک: ت اول برو درو باز کن بعد حاضر حوابی کن
(ا/ت رف درو باز کنه)

عه وا سلام رونا...
رونا: سلام فسقلی
ا/ت: فسقلی خودتی
رونا: تنهایی بلا؟!!
ا/ت: ن بابا از اون سیریشاش ب دست ما اومده!!
رونا: فاخ کی؟
ا/ت: جونگکوک
رونا: چی؟!!!! اسکل شدی دختر نصف ملت آرزوشونع
ا/ت: جاتو با من عوض میکنی؟؟
رونا: نمیشه خودم سعی کردم جامو عوض کنم ولی نشد اخه مال من بدتره:/
ا/ت: هم اتاقیت کیه مگ؟
رونا: بورا:(
ا/ت: وااااااات!!! چجوری تحمل کردی؟؟
رونا: ب سختی خاعرم ب سختی
کوک: ای بابا ببندید دیگ نصف شبه میخایم کپه ی مرگمونو بزاریمااا
رونا: باشه بابا ما رفتیم(با داد) ا/ت فعلا خدافس
ا/ت: خدافس
ات با عصبانیت رف پیش کوک..
اهم کپه ی مرگتو چرا نزاشتی هنو؟؟
کوک: تو رو سننه؟(یعنی به تو چه)
ا/ت: بگیر بکپ ای بابا://
کوک: باوشه بابا اه:/ فق بی زحمت برقم خاموش کن://
ا/ت: باشه بابا ت فق بکپ
ا/ت تا خاست بره لامپو خاموش کنه جونگکوک پاشو اورد ب سمت ا/ت و بنده خداهم با کله رف تو زمین!!!
بعد چند مین چشاشو باز کرد و دید صورت جونگکوک نزدیک صورتشه......



خماری بکشید منم پولشو ندارم تا از خماری در بیاین✓

#سناریو
#فیک
#اسمات
#تک_پارتی
#بی_تی_اس
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

🖤 قسمت اول: معامله ژانر: مافیایی، عاشقانه، کمدی، ازدواج اجبا...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

#تکپارتی_تهکوک صدای عاشقانه امشب بارون بی وقفه به شیشه های...

لارا:من برم دیگهکوک:خجالتم خوب چیزیع ته: باور کن ت ......کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط