{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برادری را از گرگ‌ها آموختم !

برادری را از گرگ‌ها آموختم !
هرگاه نجوای دردشان را بر سر کوهی می‌برند، هرکدام که می‌شنوند برای همدردی زوزه میکشند
نه ما انسان‌ ها که از صدای گریه‌ های هم زیر لب میخندیم ... !!
دیدگاه ها (۳)

`یوسف به یعقوب رسید...``برادرانش هم بخشیده شدند...``اما جواب...

♥

نمـــی دانـم چــــرا ؟!ایـن روزهــا در جـــواب هــرکـــه از ...

مــزرعـه را..ملـــخ هــا جــویــدنــد !و مــا ..بــــرایِ  ک...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

رژ لبی که با یک بار کشیدن، جادو می‌کنه! ✨خیلی وقت‌ها مشکل اص...

موسیقی

سناریووو

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۹: شب اولدر اتاق بسته شد.صدای قدم‌های یه‌...

دختر و پارتی

انسانی را می‌ربایند، روزها خانواده‌اش را میان امید و هراس مع...

چرا برخی الکل مصرف می کنند؛ یا مواد مخدر؛ سیگار و خواب آور؟۱...

معامله p21جونگ‌کوک چند لحظه در سکوت نشست.بعد نفس عمیقی کشید....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط