{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب دلم عجیب گرفت …

امشب دلم عجیب گرفت …
حتی آسمان شب هم ماه و ستاره هایش را از این شب گرد تنها مخفی می کند!
حتی ابرها هم به ماه اجازه نمی دهند لحظه ای همنشین شب های سرد این دیو صورتی شود!!
مگر من خواستم و این شد؟!
به من خرده مگیر ای شب…
زخم هایم تاوان تنهایی و نبودِ تکیه گاهی ست که دستم را میان شعله های نفرت و بی اعتمادی رها کرد.
سوختم…
اما نه به خواست وجدانم…
سوختم چون هم دل شب های سردم دیوارهای سربیِ خانه ام بود وبس…
سوختم از تنهایی میان هیاهوی آدم ها…
از یک رنگی میان این حجم دورنگی ها…
سوختم…
وقتی دستم بجای قلب تو
ریسمان پاره یادت را چنگ می زد.
به من خرده مگیر…
که محبوسم به زندان این دنیا
به جرم زخم های نفرت دنیا…
دیدگاه ها (۳)

عشـــــــــــق یعنی یک تلنگر بر تن احساس گلعاشــــــــــــــ...

: هوا خوبه توهم خوبی منم بهتر شدم انگاریه صبح دیگه عاشق شو ب...

ﺯﯾـﺒـﺎﺗـﺮﯾـﻦ ﻟـﺒـﺎﺳـﯽ ﮐﻪ میتونه زن را بپوشونه ﺑـﺎﺯﻭﺍﻥ ...

مــــــــــــــــــیدانم!دیگربرای من نیــــــــــستی...امـــ...

#دلنوشته_کپی_ممنوع_گاهی آدم به جایی می‌رسد که دیگر نه می‌جنگ...

فرشته‌ای در قلمرو شیطانpart: 2 ...

انزوا با تنهاییِ معمولی فرق دارد؛ تنهایی شاید یک اتفاق باشد،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط