من که شیرین نشوم، لیک تو فرهاد منی!
من که شیرین نشوم، لیک تو فرهاد منی!
تیشه زن بر دل و اندیشه و بنیاد منی!
وای!من بی نمک و لوسم و مغرور ولی
تو دل انگیز ترین خلق خداداد منی!
حتم دارم به تو از روز ازل دل بستم
تو قدیمی تر از آوازه ی اجداد منی!
من مخمور مدام از نفست مستم و گیج
و تو هوشیارترین نقطه ی در یاد منی!
من اگر گاه نهانی بسرایم غزلی
تو که یک مثنوی از عشقی و استاد منی!
فقط این قافیه ها با تو ردیفند ،ببین!
تو غزل گونه ترین حالت فریاد منی!
تیشه زن بر دل و اندیشه و بنیاد منی!
وای!من بی نمک و لوسم و مغرور ولی
تو دل انگیز ترین خلق خداداد منی!
حتم دارم به تو از روز ازل دل بستم
تو قدیمی تر از آوازه ی اجداد منی!
من مخمور مدام از نفست مستم و گیج
و تو هوشیارترین نقطه ی در یاد منی!
من اگر گاه نهانی بسرایم غزلی
تو که یک مثنوی از عشقی و استاد منی!
فقط این قافیه ها با تو ردیفند ،ببین!
تو غزل گونه ترین حالت فریاد منی!
- ۲.۰k
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط