به عشق که می رسم ،
به عشق که می رسم ،
دفترم باران می گیرد . . . .
واژه برگ هائی که از پائیز انگشتانم ،
در آخرین تانگو بر سنگفرش دلم عاشقانه می ریزند . . . .
و شعر ناتمامم را به اتمام می برند . . . .
آنجا که من می مانمُ ،
سال های پشت پنجره و صورتک ها . . . .
هجاهای روزهائی که می گذرند ،
از چهار فصل غربت احساس عاشقانه ام !
دفترم باران می گیرد . . . .
واژه برگ هائی که از پائیز انگشتانم ،
در آخرین تانگو بر سنگفرش دلم عاشقانه می ریزند . . . .
و شعر ناتمامم را به اتمام می برند . . . .
آنجا که من می مانمُ ،
سال های پشت پنجره و صورتک ها . . . .
هجاهای روزهائی که می گذرند ،
از چهار فصل غربت احساس عاشقانه ام !
- ۱.۰k
- ۱۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط