{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دل بستن سخت است

دل بستن سخت است
و
دل کندن سخت تر
فراموش کردنت هم مثل ترک سیگار
بعضی شب ها که دلم برایت تنگ میشود ،
تمام خیابان ها را پیاده میروم
و پاهایم بی اختیار مرا به سمت خانه ات دوان
دوان با خود میکشند
از کنار خانه ات میگذرم به این امید که دوباره چشمانم تو را ببینند
خیره خیره زل زدن به چشمانت از آن لحظه هاییست که گذر زمان را به یغما میبرد و از عمرم نمی کاهند
دست خودم نیست ... شاعر چشم های تو بودن را دوست دارم
دلم که تنگت میشود ... فاصله ها را کم میکنم برای رسیدن به آغوشت
برای لمس دستانت و برای تسکین سینه ای که تلی از خاکستر است
دلم که تنگت میشود ، بغض بالا می آورم
و شبیه گره ی سبزه ی سیزده یا شبیه همان یادم باشد یادم نرود ، سرم را با دستمالی میبندم
اما افسوس که هر چه محکم تر سرم را میبندم تو را بیشتر یادم می آید
کاش وقت رفتن ، خیالت را هم با خودت برده بودی
دیدگاه ها (۶۳)

شنبه ها من هستم و یک خونه و دوباره روز از نو و نبودنت از نو ...

آدم عجیبی میشوم تو را که می‌بینم روی زمین انگار راه نمیروم د...

مثل ضجه های دختری لال؛زیر آوارمثل خمیازه ی کولبری پیردر شلم ...

زمستان است دو میل و یک کاموا و من خیال می بافم خیالِ تو راو ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

انتقام سخت Part: 1ات: خب دیگه من امادم جونگ کوک خانم جئون ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط