{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوانی رفت پیش پیری

جوانی رفت پیش پیری
گفت: روزی ندارم
گره افتاده بکارم
پیر مرد گفت:
دست پدر مادرت را ببوس
گفتم:چرخ روزگار
بکامم نیست برکت از
خانه ام رفته است
گفت :
دست پدر مادرت را ببوس
دیدگاه ها (۱)

بدون شرح...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وپنجم | پدرصدای قدم‌ها از بیرون نزدیک‌تر...

او، بازمانده‌ی خانواده‌ی مقیمی و عزیزی است...می‌گوید:«من برا...

★彡   Part 34 彡★ با وجود اینکه حال خرابم رو میدید ادامه داد: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط