{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کف ایام امان کس نیافت

از کف ایام امان کس نیافت
وز روش دهر زمان کس نیافت
شام و سحر هست رصددار عمر
زین دو رصد خط امان کس نیافت
رفت زمانی که ز راحت در او
نام غم از هیچ زبان کس نیافت
و آمد عهدی که ز خرم‌دلان
در همه آفاق نشان کس نیافت
اهل میندیش که در عهد ما
سایه‌ی عنقا به جهان کس نیافت
جنس طلب کردی
کم طلب آن چیز که آن کس نیافت
دیدگاه ها (۰)

باز در چهرهٔ خاموش خیالخنده زد چشم گناه آموزتباز من ماندم و ...

در شب کوچک من، افسوسباد با برگ درختان میعادی دارددر شب کوچک ...

خوش به حال من ودریا و غروب و خورشید و چه بی ذوق جهانی که...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

سوئد و سوئیس و فنلاند نیست بازی های تنیس تهران است جمهوری اس...

از کف ایام امان کس نیافتوز روش دهر زمان کس نیافتشام و سحر هس...

بنفشه صبحدم افسرد و باغبان گفتش که بیگاه از چمن آزرد و زود ر...

بنفشه صبحدم افسرد و باغبان گفتشکه بیگه از چمن آزرد و زود روی...

زمانه قرعه ی نو می‌زند به نام شماخوشا شما که جهان می‌رود به ...

آنکس که چه سیمرغ بی نشان استاز رهزن ایام در امان استایمن نشد...

شعر کلاغ و عقاب دکترپرویز ناتل خانلری (از شاهکارهای شعر- معا...

گاه شبها می نشینم در کنار پنجرهمی گشایم در بسوی کوچه ی صد خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط