{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردان ادب را نه سخن از زرو زور است

مردان ادب را نه سخن از زرو زور است
نه ترس زمرگ است و,نه از خانه ى گور است

چون گنج , گرانمايه ولى در دل خاکند
کى مرد ادب راسخن از روى غرور است

غم در دل مردان ادب کوه که باشد
هر قطعه ى کوه غمشان ,سنگ صبور است

در تنگ ترين ثانيه , قافيه نبازند
عريان بشود فکرو قلم, قافيه جور است

دنبال خدا بر در هر خانه نکوبند
خالق, سخن و جنس حضورش همه نور است

با چشم سرت نور حضورش نتوان ديد
چشمان دلت باز کن,اين چشم که کور است

افتاده بشو ,نيست درشتى يد قدرت
باعرضه ترين خلقت اين سلسله مور است

مردان ادب نيز, از اين راه گذشتند
مهدى برسد کاش,که از قافله دور است

افسوس که تا پيچ و خم شهر بيابيم
گويند بفرما بگذر, وقت عبور است
((مهدى مختارزاده))
دیدگاه ها (۲)

تو آقاترین آقایی آقا 😊 رهبر من نور چشمان من است عشق او آیین...

رهبر من نور چشمان من استعشق او آیین و ایمان من است ذوالفقار ...

رهبر من نور چشمان من است عشق او آیین و ایمان من استذوالفقار ...

رهبر فرزانه...رهبر من نور چشمان من است عشق او آیین و ایمان م...

رهبر من نور چشمان من استعشق او آیین و ایمان من استذوالفقار ح...

ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلاپرواز کن به ذروهٔ ایوان کبری...

عشق آن است که یوسف بخورد شلّاقیدرد تا مغزِ سر و جانِ زلیخا ب...

NOT LOUD ENOUGH🛐𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لایک و کامنت هاتون خوشحال...

هیچ چیزی همیشگی نیست حتی اونی ک الان مثلا بدون تو نمیتونه نف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط