{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه فلش بکده دقیقه از زمان واقعی که جونگکوک داره به

(ادامه فلش بک)(ده دقیقه از زمان واقعی که جونگکوک داره به گذشتش فک می‌کنه گذشته)

ویو جونگکوک
با حس کردن نیشگون از خواب پریدم

$وقت تمرینه...کی بهت اجازه داد اینجا بخوابی پسره عوضی؟
جیمین با سروصدای جئون بیدار شد
=من..
لحنش کاملا تغییر کرد و با مهربونی گفت
$شما بخواب پسرم...اگه دوست داشتی میریم شهربازی.

=نمیخوامممم داداش جونگکوک و اذیت نکنننن (عصبانی)
لبخندی زدم
-جیمین...من باید برم.... ممنونم برای خواب خیلی خوشگذشت بهم

با اون لحن سرد و بی احساسش بهم نیشخند زد و گفت

$خب برو اتاق تمرینات تا بیام

آروم گفتم

-چشم پدر...جیمین امیدوارم دوباره همو ببینیم
=باشه خدافظ داداش جونگکوک

از رو تخت پایین اومدم پام بخاطر رفتن سوزن تو کف پام درد میکرد و نمی‌تونستم درست راه برم
$صاف راه برو...کسی نباید دردتو بفهمه..

لبخندی زدم

-چشم
از اتاق خارج شدیم

$لبخند نزن... اگه بار دیگه لبخند زدنت و ببینم....کاری میکنم دیگه نتونی لبخند بزنی
-چشم...
$یه چهره سرد به خودت بگیر‌..
چهرمو عوض کردم...
-خوبه؟
$هوممم می‌تونه بهترم باشه
-پدر
$میشنوم
-میشه...میشه امروز برم دیدن..خواهرم؟
$نه
-ل..لطفا..
$بعد اینکه پدر مادرتو جلوش کشتی میخوای بری دیدنش؟
-م..من نمی‌خواستم..(بغض)
$که چی؟میخوای بگی مجبورت کردم؟توخودت کشتیشون قاتل..

اشکام سرازیر شدن

-م‌..من-
$دیگع نمیخوام چیزی بشنوم (عربده)
رسیدیم به اتاق تمرینات
$یک هفته بدون استراحت تو این اتاق میمونی...تا تو باشی تو جایی که بهت اجازه ندادم نخوابی...خب شروع کن..
۲۰ ساعت بوکس کار می‌کنی...
۲۰ ساعت بدن سازی
۲۰ ساعت تکواندو
۲۰ ساعت تمرین های مافیایی
بقیش هم صرف شکنجه شدنت میشه فهمیدی...
-ب..بله پدر..

پایان فلش بک


هدیه کسایی که خوب کامنت گذاشتن🎀
دیدگاه ها (۳۹)

https://wisgoon.com/yona_vpapبرای پارت بعد پستای جدیدشو به ه...

ویو جونگکوک به خودم اومدم و دیدم شلاق از دستم افتاده و اون پ...

(ادامه فلش بک)ویو جونگکوک لبخندی زدم -باشهرفتم حموم و اون مر...

https://wisgoon.com/yona_vpapبرای پارت بعد پستای جدیدشو به ۴...

(ادامه فلش بک)ویو نویسندهجیمین بغضش شدید تر شد اما ادامه داد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط