{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم از یک جایی به بعد، دیگر خودش را به در و دیوار نمی کوب

آدم از یک جایی به بعد، دیگر خودش را به در و دیوار نمی کوبد، از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود، از آدم ها فاصله نمی گیرد، از هیچ کس، دیگر متنفر نمیشود.
دیگر گریه نمیکند، غصه نمی خورد، از حرف کسی نمی رنجد.
دیگر شعر نمیخواند، موسیقی گوش نمیدهد، به کسی زنگ نمی زند، کسی هم به او زنگ نمی زند.
دیگر صدایی، اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامه ای، خاطره ای، حرفی، رنگ پیراهنی، حواسش را پرت نمی کند.
آدم از یک جایی به بعد، دیگر منتظر نمی ماند، دیگر عجله نمی کند، دیگر حوصله اش سر نمی رود، دیگر بی قرار نمی شود.
می دانی؟
آدم از یک جایی به بعد
فقط تماشا می کند…
دیدگاه ها (۳)

أعيشُ هُنابين أشياء مُحطَّمةقلبي واحدٌ من بينهااینجا زندگی م...

بدترین حال ممکن وسط بودنه،یه جایی که نه خوبی نه بد،یچیزی هست...

زبان حال دلم را کسی نمی‌فهمدکتیبه‌های ترک‌خورده خواندنش سخت ...

حرف‌های ما هنوز ناتمام...تا نگاه می‌کنی، وقت رفتن‌ست:)باز هم...

پارت ۸:اسیر در وجودت"خب، ممکنه گاهی اوقات، رویا هایی که همیش...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝔓𝔞𝔯𝔱 6بعد از ناهار خانه خلوت تر شده بود.تهیونگ جیهوپ ...

ص ۶۵ ان شب پریسا از زندگی شخصی خودش گفت از ترسها از امیدها ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط