{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوشت چه گرم بود در خیالم ..‌.

آغوشت چه گرم بود در خیالم ..‌.
هوشیار که شدم
فقط زمستان بود و کوله بار دلتنگی
و فاصله هایی که
تا ابرهای حسرت
همین طور ، ادامه داشت ...
آه،آغوشت ...
دیدگاه ها (۳)

اگر در آستان حُسنتساکت ایستاده‌اماز آن روست که سکوتدر حریم ز...

کنون که گردش ایام را ثباتی نیستهمان خوش است که در عشق بگذرد ...

خواستم سرم را روی شانه ات بگذارماز غبار خستگی پوشیده بودراس...

#تکست_خاص

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.35(از زبون جونگ‌کوک)این ر...

beautiful love

سرش رو کمی کج کرد، دستش بالا اومد آروم و بدون عجله، نوک انگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط