{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیالت مِن خیالوم بی تَشوم زه

خیالت مِن خیالوم بی تَشوم زه
تَشی که ‌تیر مرزنگت وَ
ای حال خشوم زه
لویل سرخ شرابی تو مث
چاله ی خُرونگه
خُرونگ لویَلِت زخم گوالی
و ای لَشوم زه
دیدگاه ها (۱)

فارغان را چه خبر از دل بی حوصله ام!

روز برفی تش بلیطی و توگلی یادش و خیر کنج چاله کتر سه و خلخلی...

نومت شیرینه،دارت شیرینهدل وایَه کِرده تِیت بِنشینهمِی گُل با...

بسم الله الرحمن الرحیم بغضی نشسته در گلوی من ای دل چه می‌کنی...

"گل بابونهیادت هست...؟آن روز خدا،فصل بهاردر دامن آن کوه بلند...

عجیب است… چطور می‌شود کسی که روزگاری نقشه‌ی تمام جاده‌های ذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط