{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دست‌های مرا که می‌گیری؛ بهار می‌شود

دست‌های مرا که می‌گیری؛ بهار می‌شود
جهان برای ثانیه‌ای به تحسین وقار انگشت‌های تو می‌ایستد
و خورشید در نیمه‌های تاریک شب، طلوع می‌کند
دست‌های مرا که می‌گیری
آرامش، با تار و پود وجودم، پیوند می‌خورد
زندگی بدون دستهای تو
حرفی برای گفتن نداشت
که زندگی، از دست‌های گرم تو
که زندگی، از وجود تو آغاز می‌شود...

#خاص
دیدگاه ها (۱)

‌همه‌مون یکی و داریمکه در موردش با خدا خیلی حرف زدیم...#خاص

همه چی ميگذره و تموم ميشه، بعد می‌فهميم چيزی كه ما رو نگه دا...

باید تعادل را خلق کرد، نه اینکه در پی یافتن آن در زندگی بود....

عادت همیشگی ام بود... از همان کودکی به این سوال فکر می کردم...

عاشقانه های شبنم

وقتی تو باشیزندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناستوقتی ت...

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط