{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت:حالا که کنار ساحلیم بیا ارزوه

پسر نگاهی به دختر کرد و گفت:حالا که کنار ساحلیم بیا ارزوهای قشنگ کنیم...دختر با بی میلی قبول کرد!
پسر چشمانش را بست و گفت:کاش تا آخر دنیا عاشق هم باشیم...
دختر چشماشو بست و گفت کاش دنیا الان تموم بشه...
وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چندتا حباب روی آب دید...بزن لایکو به افتخار همه پسرای عاشق...
دیدگاه ها (۲)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

چند پارتیپارت ۲ | فقط وانمود کن دوست‌پسرمیدختر هنوز با ناباو...

نمی‌دونست که یوشیرو میخواست اون رو به جهانی تحویل بده که حرف...

★US....در حالی که صدای کفش‌های پاشنه‌بلندش توی پاساژ میپیچید...

P3 .PRISON MAFIA.

پارت دو

( last minute )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط