P

P11🥲🫂💕
کوک«ولی من بیشتر میخوام
ا.ت«زشته جلو بچه
کوک«تقاص پس میدی خانم جئون
ا.ت«می‌بینیم
.............
گارسون«چشم ارباب
؟«حواست باشه دیدی که کوک چقد باهوشه و چطور ا.ت و بچه‌ش رو از چنگ جیهون بیرون آورد
گارسون«چشم ارباب حواسم رو جمع میکنم
؟«حواست باشه کوک بویی نبره
گارسون«حتما ارباب
؟«تلفن رو قطع کردم......جناب کوک قراره تقاص پس بدی.......
_مرد فک میکرد اون حادثه تقصیر کوک بود.......نمی‌دونست همه اون اتفاقات زیر سر عزیز ترین کسه شه......اگه می‌فهمید چه اتفاقی میافتاد؟
...........
ا.ت«داشتیم حرف میزدیم که گارسون اومد
گارسون«چی میل دارید؟
کوک«اول خانم...هرچی دوست داشتی بگو
ا.ت«اومممم...پاستا،استیک،سالاد مرغ
کوک«منم
بورام«من چی پس؟
ا.ت«من از مال خودم میدم
گارسون«پس شد پاستا،استیک،سالاد مرغ
کوک«بله
ا.ت«گارسون رفت.....ولی چرا وقتی اومد دلشوره گرفتم؟......سعی کردم اهمیت ندم ولی دلشورم هر لحظه بیشتر میشد.....
چند مین بعد
ا.ت«گارسون با سینی غذاها اومد.......شروع کردیم به غذا خوردن.....هین غذاخوردن خودم به بورام هم از غذای خودم میدادم
بورام«اوما من سیر شدم
ا.ت«بیا بریم دور دهنتو با دستاتو بشورم...کوک یه چند لحظه وایستا ما بریم بیایم
کوک«باشه
دیدگاه ها (۱)

P24🌙🌸_حرف های تهیونگ کمی جیمین رو آروم کرده بود......۳ساعت ب...

P25🌙🌸_همون لحظه دکتر از در اتاق عمل خارج شد......اعضا بهش هج...

موافقید الان یه تک پارتی بزارم؟از کی؟

من دیوونم ولی تو از این خوشت میاد

هرزه ی حکومتی پارت ۳ کوک :....قانون ۱ اصن توی اتاق کار من نم...

khianat duroqin .. Part20و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک ه...

سرنوشت "p,43...دست کوک رو گرفتم و با هم رفتیم توی پاساژ....ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط