{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 3

جونگکوک به ات نزدیکتر شد و طلوع کرد به زدن طرح روی کمر ات..

کمی درد داشت..
بعد از چند دقیقه خیلی دردش زیاد شد که ات ناله بلندی کرد

+اه....

کوک با شنیدن صدای ات فکرای بدی تو سرش اومد..
لبشو آروم‌گاز گرفت و سعی کرد خونسرد باشه..

بعد از چم. دقیقه دوباره ات همون صداتو در آورد

جونگکوک با کلافگی و حس گرما جاشو تغییر داد

-ات حس نمیکنی صداهای شب جمعه در‌میاری؟( هعی)

+منحرف.. دردم‌میگیره خو

-مجبوری تتو بزنی منو هم به این وضع گرفتار کنی

+کارتو کن

-هف..

به ادامه تتو مشغول شد..

بعد از چند دقیقه تتوی کمر ات ..
جونگکوک ات رو روی پاش کشید

- حالا وقته جبرانه

+کوک.. هنوز تتوی اسمت روی رون پام مونده

- بزار برای بعدا.. الان واقعا تحمل ندارم

+کوکککک..

-باید جبران کنی دیگه نه؟

+کوک اینجوری نه، پولشو میزنم

-پول نمیخوام.. خودتو میخوام..

+کوک..

- جرعت داری یکبار دیگه اینجوری صدام کن..
با صدای خمار زمزمه کرد
دیدگاه ها (۴)

چندشاتی جونگکوکpart 4+خب ددی...- خب حالا کاری میکنم‌بلند تر ...

چندشاتی نامجونpart 1کتابی که انتخاب کرده بود رو از قفسه ها ب...

چندشاتی جونگکوکpart 2- شاید با یه کار‌دیگه بتونی‌حبران‌کنی.....

چندشاتی جینpart 4+جین‌.. هق.. چندبار‌بگم من خودم‌انتخاب نکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط