{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part 4

+خب ددی...

- خب حالا کاری میکنم‌بلند تر صداش کنی..
زمزمه کرد و لبای دختر رو محکم بوسید..

+ایی... کوک.. من تتو میخوام

-دهنتو ببند..

+ددی..

-جانِ ددی؟

+من تتو میخوام

-ات.. ببند..

ات رو به دیوار‌چسبوند و گردن دختر رو بوسید..

*اسمات نمینویسم*

(پرش زمانی بعد از اهم‌اهم)

+آخ کوک..

- جبران خوبی بود بیبی‌گرلم.. حالا بیا بغلم بقیه تتوت رو بزنم‌که مشتری بعدی داره میاد..

دختر خندید

+ببینم، مشتری بعدی زنه یا مرد؟

-مرد.. من اصلا تتو برای زنا نمیزنم

+پس من‌چی؟

-تو فرق داری

+اوه..

-جون؟

+کوکککک

-کوفت.. بشین تتوت رو بزنم

دختر با خنده روی صندلی نشست و پسر به ادامه تتو مشغول شد

ات درحالی که روی صندلی تکیه داده بود، دستاشو لای‌موهای پسر کرد و با موهاش بازی کرد

+مرسی که هستی..

-خواهش میکنم‌نفسم..

+ خیلی دوستت دارم تتو آرتیست من..

the end.
دیدگاه ها (۱۲)

چندشاتی نامجونpart 1کتابی که انتخاب کرده بود رو از قفسه ها ب...

چندشاتی نامجونpart 2پسر با خنده کتاب هارو از دست دختر‌گرفت و...

چندشاتی جونگکوکpart 3جونگکوک به ات نزدیکتر شد و طلوع کرد به ...

چندشاتی جونگکوکpart 2- شاید با یه کار‌دیگه بتونی‌حبران‌کنی.....

dark love

𝓹𝓪𝓻𝓽 17ات ویو کوک گفت چشامو ببندم منم چشامو بستم انگار منو گ...

سناریو:BTS(وقتی از حموم بدونه هوله می ای بیرون)/////////////...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط