{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندشاتی نامجون

چندشاتی نامجون

part 1

کتابی که انتخاب کرده بود رو از قفسه ها برداشت...
به سمت میزی رفتی و روی صندلی کنارش نشست..

شروع کرد به خوندن کتاب..

چقدر لذت داشت خوندن کتاب در‌ فضای ساکت و دلنشین.. !

دخترک همینطور که قفسه همه تمیز میکرد.. چشمش به فردی افتاد که مشغول کتاب خوندن بود..

قلبش به تپش‌افتاد..
یک دل نه صد دل عاشق شد..

لبخند احمقانه ای به لبش اومد.. ولی سریع خودشو جمع کرد..

صدای صاحب کتابخونه از اون طرف اومد

×دختر بیا این کتاب های جدید رو بچین..

+اومدم اومدم..

لبخندی زد و کارتن کتاب هارو برداشت..
به سمت قفسه ها رفت و شروع کرد به چیدنشون..

همینطور داشت‌میچید که پاش گیر کرد و افتاد..

ولی یهو روی هوا معلق شد..

همون پسر..درحالی که میخواست کتاب جدیدی برداره، دستشو دور کمر دختر حلقه کرد و نگهش داشت..

-حالتون خوبه؟

دختر جند ثانیه با تعجب روی هوا موند..
سریع بلند شد..

+من.. خوبم.. مرسی ..

-کمک نمیخواید؟

+کمک.. نه مرسی..

- بزار کمکت کنم

+نه خودم انجام میدم

خواست کتاب هارو بزاره قفسه بالا که پاش نرسید و پرید..

ولی باز هم نتونست
دیدگاه ها (۰)

#رمان#تهیونگ#جادویی🖤 گردنبند آرزوهاپارت سوم | کتاب قدیمیا.ت ...

𝖕𝖆𝖗𝖙8ساعت یازده بود.لیسا در کتابخانه بود. کتاب‌ها را مرتب می...

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

سلام بریم شروع رمان؟فصل اول:پیش از آن‌که خاکستر شویمپارت ۱: ...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

وقتی نصف شب …

Pat:2اسم: عاشق چشماش شدمیه لحظه احساس کردم خیلی خوشتیپه. وای...

جنگل نفرین شده پارت ۳

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط