{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گروگان( پارت۲)

گروگان( پارت۲)
چند ساعت بعد
همه سرشون گرم بود و وقت عملی کردن نقشه فرارم بود این دفعه امیدوارم بتونم فرار کنم  این دفعه رئیسشون رفته بیرون
جیهوپ ویو
من صاحب یکی از شرکت های بزرگ سئول هستم که بیشتر وقتا اونجا هستم
داشتم طبق معمول کارامو انجام می‌دادم که گوشیم زنگ خورد یکی از نگهبانای عمارت بود
& بله
نگهبان . ر......ر.......رئیس اون دختره باز فرار کرد
& چی یه دختر از دست ده تا مرد گنده فرار کرد (داد)
نگهبان . رئیس آخه.......
گوشیو قطع کردم سوار ماشینم شدم و به سمت عمارت حرکت کردم
ا.ت ویو
اون عمارت تقریبا وسطای جنگل بود و از جای عمارت به شهر یک جاده بود منم توی اون جاده راه میرفتم تا به شهر برسم
تقریبا اخرای راه بودم که یه ماشین با سرعت امد سمتم و کنارم واستاد نگاهی به داخلش انداختم
* لعنتی بازم رییسشونه
بی معطلی شروع کردم به دویدن اونم از ماشین پیاده شد و دنبال من امد دیگه توی جاده حرکت نکردم و رفتم توی جنگل دیگه نمیدونستم کجام یا کجا دارم میرم فقط میدویدم هرجایی باشم بهتر از زندانی شدن توی یه عمارت بزرگ هست که هیچ کس بهت محل نمیزاره
همینجوری میرفتم که با دیدن یه چیزی سرجاش واستادم
خیلی قشنگ بود یه خونه درختی بود شاید بتونم اینجا مخفی بشم
دیدگاه ها (۱)

گروگان (پارت ۳)از درخت با کمک طناب بالا رفتم به داخل اونجا ر...

گروگان (پارت۴)نگهبانا و خدمتکارا رو صدا زد& از امروز به بعد ...

گروگان( پارت ۱)تابحال دیدین گروگان عاشق گروگان گیر بشه برای ...

پارت اخر

فیک کوک : به چیزی که دل ندارد دل نبند

Part: 17The name of the story: Mafia my savior(مافیا نجات ده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط