{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه هایم را چال کردم در چال گونه هایت ....

قصه هایم را چال کردم در چال گونه هایت ....
دیدگاه ها (۲)

یک روز آنقدر میخندم که اشک هایم اعتراض کنند ...

یادم تورا فراموش ...چراغ های قلبم خاموش ...

حتی خانه ی مادر بزرگ هم دیگر هیچ قصه ای ندارد ...

تحمل درد تنهایی حتی از تحمل آدمای اضافی هم سخت تره ...♥

قربون اون چال گونه هات برم💜😍

گوگولی مامان چال گونه دارهههههه😍✨️🎀

یه‌افسانه‌هست‌کهکسایی‌که‌چال‌گونه‌دارنجای‌دست‌خداست🫰🏼🥹!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط