{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز آنقدر میخندم که اشک هایم اعتراض کنند ...

یک روز آنقدر میخندم که اشک هایم اعتراض کنند ...
دیدگاه ها (۱)

یادم تورا فراموش ...چراغ های قلبم خاموش ...

من خندیدم ولی تو بهم نگفته بودی تو این دنیا خندیدن جرمه ....

قصه هایم را چال کردم در چال گونه هایت ....

حتی خانه ی مادر بزرگ هم دیگر هیچ قصه ای ندارد ...

آقا حلالم میکنی

چرا اعتراض بکنند . اما کافیه مردم عادی یه افتابه جابحا کنند ...

انقدر که این چند روز سر اینکه جیمین هیت میگیره و من هیچ غلطی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط