{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز آنقدر میخندم که اشک هایم اعتراض کنند ...

یک روز آنقدر میخندم که اشک هایم اعتراض کنند ...
دیدگاه ها (۱)

یادم تورا فراموش ...چراغ های قلبم خاموش ...

من خندیدم ولی تو بهم نگفته بودی تو این دنیا خندیدن جرمه ....

قصه هایم را چال کردم در چال گونه هایت ....

حتی خانه ی مادر بزرگ هم دیگر هیچ قصه ای ندارد ...

همیشه میخندم چون اشک ریختن چیزی رو درست نمیکنه

از اشک هایم خسته شده بودم، مرا سوزاند و پلک هایم سوخت. اشک چ...

🎥 برای ششمین روز متوالی، فعالان آزادی‌خواه بندر روتردام هلند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط