{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتی خانه ی مادر بزرگ هم دیگر هیچ قصه ای ندارد ...

حتی خانه ی مادر بزرگ هم دیگر هیچ قصه ای ندارد ...
دیدگاه ها (۱)

قصه هایم را چال کردم در چال گونه هایت ....

یک روز آنقدر میخندم که اشک هایم اعتراض کنند ...

تحمل درد تنهایی حتی از تحمل آدمای اضافی هم سخت تره ...♥

این عَصرِ بآرانیِ زیبآیی را کِه تُو میبینی آغاز دِلتَنگی های...

خانه مادر بزرگ

یادش بخیر خاطرات خونه مادر بزرگ ای کاش آرزوی بزرگ شدن نمیکرد...

قصه ای تلخ تر از غصه ی من آیا هستنیمه ی راه رها کرد مرا همسف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط