part4

جنیسا:

وقتی رسیدیم معلوم شد هتل پره. تنها اتاق باقی‌مانده یه سوییت بزرگ با دو تخت جداگانه بود. 
مدیر هتل اصرار کرد، و من نمی‌تونستم اعتراض کنم، چون تهیونگ اونجا بود و باید حرفه‌ای باقی می‌موندم. 
جنیسا:بسیار خب، آقای کیم. من تخت سمت پنجره رو می‌گیرم.
صدام محکم بود، اما وقتی وارد اتاق شدیم، قلبم هزار تیکه شد. 
اینجا بودیم، دوباره توی یه فضای بسته، فقط من و اون. 
تهیونگ:

سوییت مشترک؟ شوخیتون گرفته؟ 
وقتی جنیسا گفت تخت سمت پنجره رو می‌گیره، نتونستم جلوی یه لبخند کوچیک رو بگیرم که سریع جمعش کردم. 
این همون اتاق نیست که سه سال پیش توی سفر کاری اولمون نصف شب بیدار شدم و دیدم د بالای سرم وایساده و داره به صورتم نگاه می‌کنه؟ 
دارم تلاش می‌کنم ذهنمو کنترل کنم. 
نشستم روی تخت خودم، بدون اینکه به اون نگاه کنم. 
جنیسا:

شب شد. من دارم روی لپ‌تاپم کار می‌کنم، اونم داره گزارش‌های خودش رو می‌خونه. 
سکوت سنگینه. بالاخره کاسه صبرم لبریز شد. 
جنیسا:داری وانمود می‌کنی که منو نمی‌شناسی کیم تهیونگ؟
دیدم که قلم توی دستش می‌لرزه. 
سعی کرد با صدایی که کنترل شده اما یکم خش دارجواب بده:‌فقط دارم با مدیر پروژه شرکت هان‌سئول کار می‌کنم، دکتر لی. ما همدیگه رو می‌شناسیم؟
تهیونگ:
 
تو می‌دونی چی می‌گم. تو...
صدام درشت شد. ادامه ندادم. دهنم تلخ شده. 
می‌خوام فریاد بزنم که چرا بهم دروغ گفتی؟ ولی دهنم قفل میشه روی اون عکس. 
جنیسا بلند شد اومد وسط اتاق. 
جنیسا:من اینجا نیستم تا در مورد گذشته حرف بزنیم. تو همه‌چیو دیدی تهیونگ. منو متهم کردی. منم جوابمو همون موقع دادم. الانم فقط اینجا هستیم که این قرارداد بسته شه. همین. 
رفت سمت تختش. 
می‌دونم این جنیسا نیست...
این سد دفاعی اونه. ولی من شکسته‌تر از اونم که بتونم ادامه بدم. 
زمزمه کردم: من اشتباه کردم
فقط همین. اولین کلمه بعد دو سال...
جنیسا:

شنیدم.من اشتباه کردم.
قلبم از جا کنده شد. این همون چیزی بود که می‌خواستم دو سال پیش بشنوم. 
اما الان... خیلی دیره. 
سرمو برگردوندم اما فقط به سایه‌ی تهیونگ که داره روی تختش می‌نشینه نگاه کردم... 
اشتباهت بزرگ بود تهیونگ. بزرگتر از اینکه با یه کلمه درست بشه.
به زور رفتم روی تخت. می‌خوام گریه کنم می‌خوام بریزم و بغلش کنم اما اگه این کارو کنم دوباره همون دختر لوس میشم که همیشه اول می‌بازه...


چطور بود؟؟
نظراتتون فراموش نشههه)))
شرط:
۱۰لایک
۵بازنشر
دیگه همین دیگه بوس بهتون بایییی💕
دیدگاه ها (۲)

part3

part2

part1

A girl from tomorrow(part 2)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط