{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت ۲۲

دمیتریوس:دامیان تو کار داداش های بزرگترت دخالت نکن(باداد)
دامیان: باشه ولی خونریزی داری
دمیتریوس: اصلا مهم نیست(با داد )
آیسا: اگه خونریزیت کمی دیگه ادامه پیدا کنه خطر ناک میشه ها
دمیتریوس: مگه برات مهمه(داد)
آیسا:(با داد) آره مهمه🍅 م...مم..منظورم اینه که چون من دکترم برام اهمیت داره فقط بخاطر دکتر بودنم میگم
۲ساعت بعد
دنیل بچه ها من دیگه میخوام برم [تو جمع بودن خیلی اذیتم میکنه]
همگی خداحافظ
*رفت*
تقریبا ساعت هشت بود
بکی بچه ها من یه پارتی آماده کردم اول برقصیم باهم رقص دونفره تو حیاط اهنگ میزارم مثل روز جشن
و بعد خوراکی بخوریم و کل شب فیلم ببینیم چطوره
همه به جز آیسا:اوکیه
*همه به آیسا نگاه کردن چون چیزی نگفت*
آنیا: آیسا نمیخوای چیزی بگی؟
آیسا:همش رو موافقم بجز رقص
آنیا: ایسا این دفعه رو بخاطر منو بکی قبول کن☺️
آیسا:باشه ولی فقط بخاطر تو و بکی

*همه رفتن لباساشون رو بپوشن و برای رقص اماده بشن*
ببخشید بیرونیم کم پارت میدم
دیدگاه ها (۱)

۲ستاره و ۳ ماهپارت۲۳لباس پوشیدن و رفتن تو حیاطلباسشون اسلاید...

۲ستاره و ۳ماهپارت۲۴آنیا: دیونه خودتیدامیان:🍅باشه حرفمو پس م...

۲ ستاره و ۳ ماه(فکر کنم دیگه منظورمو از اسم رمان فهمیدین اگه...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۲۰*و هر چهار تاشون با سرعت میگ میگ رفتن پ...

ازدواج با توپارت 7 هفتمذهن آنیااز روزی که اومدم به امارت 3 ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط