{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم در راهم!

چشم در راهم!
در کنج-سکوت-شب
برای-ستاره ها
ساز-دلتنگی میزنم
با من بگو!
چه کنم با این ابر-چشمهایم
که برای-تو می بارد؟
غروب که میشود "خاتون"
کنار پنجره می نشیند
وبه راهی که رفتی
چشم میدوزد تا شاید......
آاااااای جانکم!
میگفتی:
دیوانگی هایت را دوست دارم
بیا ببین!
حرفهایم بوی- جنون میدهد
خوب میدانم ریگی به کفشهای-شب است
که ماه اینگونه پر تلاطم است
کاش بیایی مهربانم!
تا عطر نفسهایت را
همچون نیلوفران-وحشی
دسته دسته بچینم
کاش بیایی....!!!
دیدگاه ها (۲)

برای تو مینویسمبرای تو که بودنت و شنیدن صدایت تنها دلیل خنده...

اشکم لرزید.. نفسم ابر شد.. بغضم باری...

قصـــه با طعــــم دهان تو شنیـــدن داردخــواب،در بستـــر چشم...

عمری مرا به حسرت دیدن گذاشتی‌ بین رسیدن و نرسیدن گذاشتی‌ یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط