{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق دردناک²

عشق دردناک²
p²⁹
+من ا.ت رو طلاق نمیدم(میکوبه روی میز)

پدر کوک:خب راست میگه دوستش داره دیگه

عمو:نه!اگه میخواد طلاق نده باید زن دوم بگیره که براش بچه بیاره

+من عمرا این کارو بکنم

٪اوممم اوپاااا چرا این هرزه...

+درباره ا.ت درست صحبت کن(داد و عصبی)

عمو:خلاصه فردا یه عروسی مجلل میگیرین و اون میشه زن دومت و مادر بچه هات

و زن عمو و عمو و جیسو بلند شدن و رفتن که جیسو دم گوشم گفت:

٪فردا شب ناله هاتو میبینم ددی

و رفت

مامان کوک:پسرم چیکار میخوای بکنی؟

دیگه اشکام طاقت نداشت و شروع به ریختن کرد

+من نمیخوام زن دوم بالا سر ا.ت بیاد(گریه)

پدر کوک:عه عه پسرم تو مافیایی گریه نکن

+بابا مگه مافیاها دل ندارن ها؟(داد و گریه شدید)

پدر کوک:پسرم منظورم این نبود تو همش به ا.ت توجه کن و به اون جیسو ی جند...

مامان کوک:عهههه آقااا نگووو دیگه نمیبینی حالش بده...اههه شام هم کوفتمون کردن

پدر کوک:میگم ما بریم دیگه خداحافظ

مامان و بابام رفتن که رفتم بالا تویه اتاق

دیدم ا.ت داره گریه میکنه

رفتم پیشش و دستم رو گذاشتم روی سرش و نوازش کردم

پاشدم لباسم رو دراوردم(نترسین چیزی نیست😂)و روی تخت دراز کشیدم
دیدگاه ها (۷)

عشق دردناک²p³⁰روی تخت دراز کشیدم و پتو رو روی خودم و ا.ت کشی...

عشق دردناک²p²⁸"ویو جیسو"دکتر:بیشتر بده(چقدر منحرف زیاد داریم...

عشق دردناک²p²⁷+زیاد بهش توجه نکن_اوکیهرفتیم نشستیم و مشغول ص...

Love in the dark④⑤یک ماه بعد کوک: ممنون عزیزم شام خیلی خوشمز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط