{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_19


(تهیونگ رفته بود دنبال کوک و جلوی مدرسه منتظرش بود ولی خبری از کوکی که همیشه اولین نفر میزد بیرون نبود  نگاهی اطراف انداخت ولی داخل جمعیت امگاش پیدا نکرد کمی اون اطراف چرخید که صداهای درد مند یکی از کوچه ی پشت سرش بلند شد تهیونگ هم اون حس فضولیش گل کرد و دنبال صدا رفت که دید چند تا بچه مدرسه ای دارن هم کتک
دیدگاه ها (۶)

اوخیی

#گروگان_قلبم #part_19-چی.... نه (نذاشت حرف تهیونگ تموم شه وا...

ممنون قشنگم

#گروگان_قلبم #part_27 )-پاشو برو حاضر شو خودم میرسونمت .لبخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط