{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند
پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند
دیدگاه ها (۸)

کاشکی روزگار بهتر بود مهربانی جواب بهتر داشتگاهگاهی زخویش می...

غیر اندیشه تو در سر من چیزی نیستاین قدر تند نرو ، محض خداوند...

تو دیدی اشک چشمم را ولی بی اعتنا رفتیسکوت گریه هایم را شنیدی...

این بار اگر آمدی اسپند بیاوریک عالمه احساس خوشایند بیاوروقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط