{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم این کیست که پیوسته مرا می‌خواند

گفتم این کیست که پیوسته مرا می‌خواند
خنده زد از بُن جانم که منم، ایرانم

گفتم ای جان و جهان چشم و چراغِ دل من
من همان عاشقِ دیرینه‌ی جان‌افشانم

به هوای تو جهان گردِ سرم می‌گردد
ورنه دور از تو همین سایه‌ی سرگردانم
دیدگاه ها (۰)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

_خلقت نوری اهل بیت علیهم السلام و قدرت نور امام زمان عجل الل...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

پارت ۱۱ ..... آخرین نقشه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط