My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:¹⁷
فردا صبح هیونا دوش گرفت و آماده شد تا بره سر کار از خونه زد بیرون داشت باعجله میرفت که ماشین کمپانی رو دید ماشین کنارش وایساد مین سو شیشه رو داد پایین
مینسو: سوار نمیشی
هیونا: سلام آره مرسی
هیونا فورا سوار ماشین شد
هوندا: ممنون
به عقب نگاه کرد
جونگکوک نشسته بود عیونا لبخند زد
هیونا: صبح بخیررر
جونگکوک: صبح بخیر (لبخند)
مینسو به هیونا نگاه کرد و بیگودی که به چتری های هیونا بود رو برداشت
مینسو: به چیزی یادت رفته
هیونا وقتی متوجه بیگودی رو چتری هاش شد تعجب کرد
هیونا: نههه
بیگودی رو از مینسو گرفت و چتری های رو درست کرد
جونگکوک به مینسو نگاه کرد نمیتونست چیزی بگه چون بین هیونا و خودش چیزی نبود فقط نگاه کرد
مینسو: خب خانوم پارک شما رو باید کجا برسونم؟
هیونا: منو با جونگکوک ببر سالن امروز قراره دنس رو کار کنیم
مینسو: کار کنید؟ خب کلی کار دیگه هست که باید انجام بدی
هیونا: میدونم به همشون میرسم ولی خب حیهوپ اخیرا خیلی داشت به خودش فشار میآورد نمیخواستم خیلی خسته بشه پس امروز قراره منم کمکش به اعضا دنس یاد بدم
جونگکوک: بخاطر همین دیشب دیر اومدی
هیونا: آره
وقتی رسیدن هیونا و جونگکوک وارد سالن شدن هیونا کت جرم روی لباسش رو در آورد و مو هایش رو بالا بست
هیونا: خب پسرا شروع کنیم؟
چند ساعت گذشت جیهوپ خسته شده بود سمت هیونا رفت
جیهوپ: میشه بشینم
هیونا: آره آره البته یکم استراحت کن
اعضا همه تقریباً یاد گرفته بودن هیونا یکم سخت گیری میکرد و گیر میداد
تهیونگ: تو هم مثل جیهوپ ترسناک شدی
هیونا خندید
هیونا: یکم استراحت کنید همه خسته شدن
همه نشستن و هیونا برای اعضا آب آورد
هیونا: همه خیلی خوب اجرا میکنن عالیه
جونگکوک دست هیونا رو گرفت و سمت خودش کشید هیونا درست رو پای جونگکوک افتاد هیونا با تعجب نگاهش کرد
جونگکوک: بابت آب ممنون
و آب رو از هیونا گرفت و خورد
اعضا همه با تعجب نگاه میکردن هیونا آروم روی زمین کنار جونگکوک نشست و خودش رو زد به اون راه
هیونا: خب تقریباً این چند روز اخیرین فرصت برای تمرین هست دیگه بعدش قرار برین طور کشور های دیگه و خب فرصت پیدا کردن برای تمرین دنس سخت تر میشه
جونگکوک همین طور که به هیونا نگاه میکرد با سر تأیید میکرد
هیونا: خب گرسنه نیستید؟
همه تأیید کردن
جین: من دارم میمیرم
جیمین: منم گشنمهههه
هیونا: خب بلند شید برای دور آخر تمرین کنید که کلی غذا سفارش دادم
تهیونگ: نهههه
^_________^
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:¹⁷
فردا صبح هیونا دوش گرفت و آماده شد تا بره سر کار از خونه زد بیرون داشت باعجله میرفت که ماشین کمپانی رو دید ماشین کنارش وایساد مین سو شیشه رو داد پایین
مینسو: سوار نمیشی
هیونا: سلام آره مرسی
هیونا فورا سوار ماشین شد
هوندا: ممنون
به عقب نگاه کرد
جونگکوک نشسته بود عیونا لبخند زد
هیونا: صبح بخیررر
جونگکوک: صبح بخیر (لبخند)
مینسو به هیونا نگاه کرد و بیگودی که به چتری های هیونا بود رو برداشت
مینسو: به چیزی یادت رفته
هیونا وقتی متوجه بیگودی رو چتری هاش شد تعجب کرد
هیونا: نههه
بیگودی رو از مینسو گرفت و چتری های رو درست کرد
جونگکوک به مینسو نگاه کرد نمیتونست چیزی بگه چون بین هیونا و خودش چیزی نبود فقط نگاه کرد
مینسو: خب خانوم پارک شما رو باید کجا برسونم؟
هیونا: منو با جونگکوک ببر سالن امروز قراره دنس رو کار کنیم
مینسو: کار کنید؟ خب کلی کار دیگه هست که باید انجام بدی
هیونا: میدونم به همشون میرسم ولی خب حیهوپ اخیرا خیلی داشت به خودش فشار میآورد نمیخواستم خیلی خسته بشه پس امروز قراره منم کمکش به اعضا دنس یاد بدم
جونگکوک: بخاطر همین دیشب دیر اومدی
هیونا: آره
وقتی رسیدن هیونا و جونگکوک وارد سالن شدن هیونا کت جرم روی لباسش رو در آورد و مو هایش رو بالا بست
هیونا: خب پسرا شروع کنیم؟
چند ساعت گذشت جیهوپ خسته شده بود سمت هیونا رفت
جیهوپ: میشه بشینم
هیونا: آره آره البته یکم استراحت کن
اعضا همه تقریباً یاد گرفته بودن هیونا یکم سخت گیری میکرد و گیر میداد
تهیونگ: تو هم مثل جیهوپ ترسناک شدی
هیونا خندید
هیونا: یکم استراحت کنید همه خسته شدن
همه نشستن و هیونا برای اعضا آب آورد
هیونا: همه خیلی خوب اجرا میکنن عالیه
جونگکوک دست هیونا رو گرفت و سمت خودش کشید هیونا درست رو پای جونگکوک افتاد هیونا با تعجب نگاهش کرد
جونگکوک: بابت آب ممنون
و آب رو از هیونا گرفت و خورد
اعضا همه با تعجب نگاه میکردن هیونا آروم روی زمین کنار جونگکوک نشست و خودش رو زد به اون راه
هیونا: خب تقریباً این چند روز اخیرین فرصت برای تمرین هست دیگه بعدش قرار برین طور کشور های دیگه و خب فرصت پیدا کردن برای تمرین دنس سخت تر میشه
جونگکوک همین طور که به هیونا نگاه میکرد با سر تأیید میکرد
هیونا: خب گرسنه نیستید؟
همه تأیید کردن
جین: من دارم میمیرم
جیمین: منم گشنمهههه
هیونا: خب بلند شید برای دور آخر تمرین کنید که کلی غذا سفارش دادم
تهیونگ: نهههه
^_________^
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۶.۳k
- ۰۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط