{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My lovely idol

⁦✿My lovely idol⁦✿
✯part:¹⁰
⁦⁦⁦هیونا: جونگکوک
جونگکوک جوابش رو نداد و به کیمباپ خوردن ادامه داد نامجون از رفتار جونگکوک تعجب کرد
نامجون: چیزی شده هیونا؟
هیونا: نه فقط خواستم بپرسم کیمباپ چطوره
نامجون: خوشمزست
هیونا لبخند زد
جین: این از غذا منم خوشمزه تره
جیهوپ: خودت درست کردی؟(تعجب)
هیونا: آره خوبه؟(با سر تکون دادن)
جیهوپ: واووووو
جیمین: جدی جدی خوشمزه ست مگه نه جونگکوک ؟
جونگکوک فقط با سر تأیید کرد
مین سو: همه چیز عالیه ممنون بابت عذا و مهربونیت
هیونا لبخند زد
هیونا: کمترین کاریه که از دستم بر میاد
تهیونگ: خوشمزست
چیز اضافی ای نگفت و روی خوردن تمرکز کرد هیونا خندید و به یونگی نگاه کرد یونگی کیمباپ رو توی دهنش گذاشت و بعد مثل عادتش از خوشمزگی غذا خودش رو زد به بیهوشی هیونا کلی خندید
هیونا: خوشحالم خوشتون اومده
نامجون: 1_2_3
اعضا: ممنون
هیونا: خواهش میکنم (لبخند و خوشحالی)
کم کم داشتن می‌رسیدن
مین سو: هیونا
هیونا: بله؟
مین سو: چرا یکی از همکار های ما نمیشی؟
هیونا: چی چرا؟
مین سو: منظورم اینه که رسماً توی شرکت کار بکنیم تو قابلیت های بالایی داری می‌تونی تا همیشه پیش اعضا باشی و باهاشون کار کنی
هیونا: آره ولی سنم کمه بنظرت میشه؟
مین سو: مگه چند سالته؟
هیونا: 18
اعضا:چی؟
مین سو: جدی؟ فکر میکردم فقط صورت خیلی بامزه و جوانی داری
هیونا خندید
هیونا: نه نه یه خورده عجیبه می‌دونم ولی آره 18 سالمه و نمی‌دونم منو استخدام میکنن یا نه
جین: احساس پیری بهم دست داد ولی نه من هندسام میمونم
هیونا برای یکم اذیت کردن جین یه فکری به ذهنش رسید
هیونا: آجوشیییییییی
جین: نه نه این کلمه رو نگوووووهمه باهم خندیدن
نامجون: راستی هیونا ممنون بابت اینکه پشیمون بودی لباس ها هم عالی بودن
تهیونگ: آره درسته
مین سو دونه دونه یک اعضا رو رسوند دم خونه هاشون و آخرین نفر جونگکوک موند
مین سو: بعد از اینکه جونگکوک رسوندیم تو هم می‌رسونم هیونا
هیونا: نه نه
جونگکوک: خونه اش رو بروی خونه‌ی کنه (یکم پز دادن خوبه)
مین سو: چی؟
هیونا: آره من همراه جونگکوک پیاده میشم
حدود ۱۰ مین بعد جونگکوک و هیونا پیاده شدن
هیونا کنار جونگکوک نگاهش کرد
هیونا: چیزی شده؟
جونگکوک روش رو برگردوند
جونگکوک: نه
⁦(⁠◕⁠ᴗ⁠◕⁠✿⁠)⁩
عشق میکنین دارم تند تند می‌نویسم بنظرتون چند پارت بسه؟
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
دیدگاه ها (۶)

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:¹¹⁦⁦⁦هیونا: چیزی شده؟جونگکوک روش رو ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:¹²⁦⁦⁦جونگکوک خم شد و سرش رو گذاشت رو...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁹⁦⁦⁦چند ساعت گذشت هیونا داشت کم کم خ...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:⁸⁦⁦⁦جونگکوک بعد از کار برگشت خونه لب...

⁦✿My lovely idol⁦✿✯part:³¹فردا صبح ماشین کمپانی اومد دنبالشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط