My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:¹⁵
هیونا: براتون جاجامیونگ و نائنگ میون آوردم
جیمین: داری رژیم گرفتن رو برامون سخت میکنی
هیونا: وقتی ببینم دارید خوب میخورید و خوب استراحت میکنه جدی جدی خیالم کلی راحت میشه
هم نشستن و شروع به خوردن کردن
تهیونگ: خوب موقعه ای اومدی جیهوپ داشت ترسناک میشد
هیونا خندید
جیهوپ: نه نه فقط میخوام همه عالی اجرا کنن
هیونا: درسته
همه مشغول خوردن شدن و هیونا با لبخند نگاهشون میکرد جونگکوک نگاهی به اعضا کرد و به هیونا نگاه کرد
هیونا چشمکی بهش زد و جونگکوک با لبخند به غذا خوردن ادامه داد
نامجون: چطوری سرپرست شدی؟
هیونا: شد دیگه مثل اینکه چون رابطه ام با شما خیلی خوب بود و خود کمپانی ازم راضی بود
جین: از کی آرمی هستی؟
هیونا خنده اش گرفت
هیونا: هفت سال شیرین
جین: جدی؟
جیمین: بایستت کیه؟
هیونا: دارم بازجویی میشم ؟
همه خندیدن
هیونا: خب از بین شما انتخاب غیر ممکنه باید بگم من هر سری یه نفر رو دوست داشتم مثلاً اولین بار به مدت طولانی تقریباً عاشق تهیونگ بودم بعد نامجون بعد به کند جین و دوباره یه مدت طولانی جونگکوک و بعد جیمینا بعد هم عاشق شوگا شدم الان هم که نه حدودا یک سال شده که بایستم جیهوپه
جیهوپ: جدی؟
هیونا خندید
هیونا: آنقدر تعجب داشت؟
هیونا: مثلاً تهیونگ رو بخواطر اون وایب خوبش خیلی دوستش داشتم و نامجون جون بنظرم یکی از جذاب ترین و در عین حال کیون ترین ایدلی هست که میشناسم
نامجون وسط غذا خنده اش میگیره
هیونا: جدیدی میگم
نامجون: ممنون (و میخنده)
هیونا: جین خیلی مهربونه و مثل یه خانوادست و راستش نمیدونم چرا جونگکوک رو دوست داشتم شاید صداش؟ استایلش؟ نمیدونم
جونگکوک خندید
هیونا: خنده ندارن
جونگکوک باز هم خندید و از خنده جونگکوک آیلار هم خنده اش گرفت
هیونا: جیمینا عاشق مهربونیتش هستم عالیه و وایب فرشته های واقعی رو میده
جیمین میخنده موقع خوردن همش مو هایش میاد توی صورتش هیونا بلند میشه میره سمتش و با یه گیره کیوت مو هایش رو گیره میزنه
جیمین: ممنون
هیونا بر میگرده سر جاش
هیونا: خب کجا بودیم
جونگکوک: چرا تو غذا نمیخوری؟
هیونا: نه نه من جدیدا دارم زیاد میخورم قبل اومدن یکم غذا خوردم
乁༼☯‿☯✿༽ㄏ
خوشتون اومده؟
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:¹⁵
هیونا: براتون جاجامیونگ و نائنگ میون آوردم
جیمین: داری رژیم گرفتن رو برامون سخت میکنی
هیونا: وقتی ببینم دارید خوب میخورید و خوب استراحت میکنه جدی جدی خیالم کلی راحت میشه
هم نشستن و شروع به خوردن کردن
تهیونگ: خوب موقعه ای اومدی جیهوپ داشت ترسناک میشد
هیونا خندید
جیهوپ: نه نه فقط میخوام همه عالی اجرا کنن
هیونا: درسته
همه مشغول خوردن شدن و هیونا با لبخند نگاهشون میکرد جونگکوک نگاهی به اعضا کرد و به هیونا نگاه کرد
هیونا چشمکی بهش زد و جونگکوک با لبخند به غذا خوردن ادامه داد
نامجون: چطوری سرپرست شدی؟
هیونا: شد دیگه مثل اینکه چون رابطه ام با شما خیلی خوب بود و خود کمپانی ازم راضی بود
جین: از کی آرمی هستی؟
هیونا خنده اش گرفت
هیونا: هفت سال شیرین
جین: جدی؟
جیمین: بایستت کیه؟
هیونا: دارم بازجویی میشم ؟
همه خندیدن
هیونا: خب از بین شما انتخاب غیر ممکنه باید بگم من هر سری یه نفر رو دوست داشتم مثلاً اولین بار به مدت طولانی تقریباً عاشق تهیونگ بودم بعد نامجون بعد به کند جین و دوباره یه مدت طولانی جونگکوک و بعد جیمینا بعد هم عاشق شوگا شدم الان هم که نه حدودا یک سال شده که بایستم جیهوپه
جیهوپ: جدی؟
هیونا خندید
هیونا: آنقدر تعجب داشت؟
هیونا: مثلاً تهیونگ رو بخواطر اون وایب خوبش خیلی دوستش داشتم و نامجون جون بنظرم یکی از جذاب ترین و در عین حال کیون ترین ایدلی هست که میشناسم
نامجون وسط غذا خنده اش میگیره
هیونا: جدیدی میگم
نامجون: ممنون (و میخنده)
هیونا: جین خیلی مهربونه و مثل یه خانوادست و راستش نمیدونم چرا جونگکوک رو دوست داشتم شاید صداش؟ استایلش؟ نمیدونم
جونگکوک خندید
هیونا: خنده ندارن
جونگکوک باز هم خندید و از خنده جونگکوک آیلار هم خنده اش گرفت
هیونا: جیمینا عاشق مهربونیتش هستم عالیه و وایب فرشته های واقعی رو میده
جیمین میخنده موقع خوردن همش مو هایش میاد توی صورتش هیونا بلند میشه میره سمتش و با یه گیره کیوت مو هایش رو گیره میزنه
جیمین: ممنون
هیونا بر میگرده سر جاش
هیونا: خب کجا بودیم
جونگکوک: چرا تو غذا نمیخوری؟
هیونا: نه نه من جدیدا دارم زیاد میخورم قبل اومدن یکم غذا خوردم
乁༼☯‿☯✿༽ㄏ
خوشتون اومده؟
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۴.۴k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط