{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر شب به یادت پیک های شعر مینوشم

هر شب به یادت پیک های شعر مینوشم
عکس تو را همواره میگیرم در آغوشم
رفتی و گریانم، به سانِ شمع، می سوزم
از دوریَت در دیگِ جان با اشک ،میجوشم
وقتی در آغوشِ خیالم، زنده ات کردم
رقص صدایت ناگهان پیچید در گوشم
لرزانم و ویرانم از سردی رفتارت
ارگ بمم، یا که چغازنبیل در شوشم
طعم شراب نرگس مستت خرابم کرد
نوشیده ام از چشمهایت مِی، که مدهوشم
انبار شد صد خاطره در کنج افکارم
سنگینی آن یادها افتاده بر دوشم
آرام گاهی با صدایت گریه می کردم
باید فراموشم شوی بی وقفه میکوشم
شب تا سحر اشعارِ نو از حفظ میخوانم
شاید که نیماهستم و در یوش خاموشم
باشد ز یادت رفته ام اما بدان این را
یکدم نشد گرمای آغوشت فراموشم . . .
دیدگاه ها (۱۱)

لبخند گرمی داشت در زمستان خیلی سردوقتی نمی‌خندید هم، دیوانه...

نازنینم عاشقت هستم ولی آیا تو هم ....؟من که خیلی سخت دل بستم...

دارد از شهر تنت عطر سفر می آید آب های عربی سوی خزر می آیدخوش...

مرا آتش مرا باران مرا توفان تصور کنمرا گم گشته ای در راهِ بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط