{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارد از شهر تنت عطر سفر می آید

دارد از شهر تنت عطر سفر می آید
آب های عربی سوی خزر می آید
خوش تر از واقعه ی آمدن جان به بدن
به مذاق دل هرکس چه خبر می آید؟!
روزگار آمده با عشق حسودی بکند
دارد از سمت حسد بوی خطر می آید
گرچه شب بسته کمر بر سر نابودی ما
مهر تقدیر به تأیید سحر می آید
شاخه در دست بهاران غزلی می خواند
بوی پیغام گل و عطر ظفر می آید
دیدگاه ها (۹۳)

هر شب به یادت پیک های شعر مینوشمعکس تو را همواره میگیرم در آ...

لبخند گرمی داشت در زمستان خیلی سردوقتی نمی‌خندید هم، دیوانه...

مرا آتش مرا باران مرا توفان تصور کنمرا گم گشته ای در راهِ بی...

ای دل چه نویسم که بخوانی قلم از دوستای عشق تو دانی دل و جانم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط