{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بارالها...

بارالها...
از کوی تو بیرون نشود پای خیالم نکند فرق به حالم چه برانی،چه بخوانی چه به اوجم برسانی،چه به خاکم بکشانی نه من آنم که برنجم،نه تو آنی که برانی.نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی در اگر باز نگردد،نروم باز به جایی پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی کس به غیر از تو نخواهم،چه بخواهی چه نخواهی باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی...
دیدگاه ها (۴)

شب آرامی بودمی روم در ایوان، تا بپرسم از خودزندگی یعنی چه؟!!...

زندگی میگذردتوچه با ما باشییا که تنها باشییا برای دل مجنونم ...

ﺑﺒﺨﺶ . . .ﻭﻟﯽ ﺩﻟﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮﺧﺎﻧﻪ ﻧﯿﺴﺖ !ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺯﯾﺮ ﺳﻘﻔﺶ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ...

آری سهراب تو راست میگویی!آسمان مال من است... پنجره،...

مناجاتالهی از کوی تو بیرون نشود پای خیالنکند فرق به حالم که ...

چه بخوانی، چه برانی...!چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی....

بارالهی ؛از كوی تو بيرون نشود پای خيالم نكند فرق به حالم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط