{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب فرو می افتاد.....

شب فرو می افتاد.....
به درون آمدم و پنجره ها را بستم،
باد با شاخه در آویخته بود.
من در این خانه،
تنها،
تنها،
غم عالم به دلم ریخته بود.....
#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

مثل آن شیشه که در همهمه باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد...

پدرم نیست ...

دلم تنگ شد از سر کار پرهیاهو بیایمصدای مادر بشنوم همه غم های...

عاشقانه های شبنم

دل نوشته برای سرباز وطن

مردی که در کنارم بود

مرغ دلم در حـــرم قم نشست روی لب از شوق تبسم نشست رد شدم ا...

عاشقانه های شبنم

با ولادت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم )در عالمِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط