در شفیره ی سرد و آهنین دست و پا میزنم،

در شفیره ی سرد و آهنین دست و پا میزنم،
و اسیر سکوتی هستم که فریادش تمام یاخته هایم را از هم میدرد،
تا فرا رسد روزی که رهایی را پرواز کنم،
پروانه شدن را لمس خواهم کرد؟
و یا جبر عقده ها،هیولای درونم را رها میسازد؟..



#فی خالِدون . .
دیدگاه ها (۲۳)

در شفیره ی سرد و آهنین دست و پا میزنم،و اسیر سکوتی هستم که ف...

و من میبینمش استاده آن سوتر بغل بگشوده من را سوی خود میخواند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط