{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هی فکر می کنم که چگونه؟ چرا؟ چطور؟

هی فکر می کنم که چگونه؟ چرا؟ چطور؟
من سال هاست گریه نکردم، شما چطور؟

من سال هاست عاشق چشمی نبوده ام
حالا نگاه کن منِ پر ادّعا چطور...
.
بگذشتم از غرورم و با چشم های خیس
ساکت نشسته ام که بفهمم تو را چطور...
.
وصفت کنم الهه ی پنهان میان شعر
شیطان بخوانمت؟ نه... فرشته؟ خدا چطور؟
.
این کوچه ها به غربتم اقرار می کنند
اینها که دیده اند به دیوارها چطور....
.
هی فکر می کنم که چه شد عاشقت شدم؟
هی فکر می کنم که چرا؟ کِی؟ کجا؟ چطور؟



#فی خالِدون . .
دیدگاه ها (۸)

کلافهکرده ای مراچرا چشمهایتاز تمام نوشته های من قشنگتر است؟!...

در شفیره ی سرد و آهنین دست و پا میزنم،و اسیر سکوتی هستم که ف...

ﺷﺎﻋﺮ ﭼﺸﻤﺖ ﺷﻮﻡ ﯾﺎ ﺷﺎﻋﺮ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺖﺍﯼ ﻓﺪﺍﯼ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺷﺎﯾﺪ ﺩﯾﺪﻧ...

انسان گاهی خم میشود،زیر بار حرف هایی که توان گفتنش را ندارد ...

پارت ۵+*استخوان هایم هنوز به خاطر دیروز درد می کنند اما به غ...

پدر خوانده عاشق پارت ۱۲.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط