{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتایی آدم، دیگه

یه وقتایی آدم، دیگه
دلتنگِ بارون نمی‌شه
دلتنگِ راه رفتن، با عشق
تویِ خیابون نمی‌شه
دلش می‌خواد تنها باشه
تویِ سرابِ خاطره
دور از همه، مردمِ شهر
توو خلوت و بی‌دِلهُـره
خسته‌ی این زندگی
خدا نگاه کن به زمین!
منم می‌خوام تنها بشم!
مثلِ تـو و بارون و باد،
از غم وُ درد، رها بشم!
دیدگاه ها (۶)

چه بوی خوشی می‌وزد از سمت آسمانو باز پناه جُستن پوپکی پیاله‌...

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباستآنجا که باید دل به دریا زد ه...

هم گریه ام از دست تو هم خنده ام از توای عشق، پریشان و پرا کن...

دور یا نزدیک  با تو  مبتلایم افریداینچنین گنگ و گم و بی دست ...

#پناه‌او#پارت‌دومآلستور به فکر فرو رفته بود ... مثل همیشه صد...

part:11name:عشق وجداییویو بورابعد از رفتن تهیونگ خیلی حس بهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط