{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"پسری به دختری ریاضی درس میداد...!

"پسری به دختری ریاضی درس میداد...!
او را بوسید و دوباره باز بوسید و گفت به این عمل جمع میگویند!

دختر پسر را بوسید...!
پسر گفت یکی از بوسه های من کم شد به این عمل تفریق میگویند!!!

بعد همدیگر را به اغوش کشیدندو یکدیگر را بوسیدند و گفت :به این عمل ضرب میگویند..!!!

ناگهان پدر دختر امد...!
پسرک را تکه تکه کرد و گفت این عمل را تقسیم میگویند...!

سپس خشتک پسر رابر روی سرش کشید و جوری بر سرش کوبید که سرش تا کمرش خم شد و گفت این عمل را صورت در مخرج میگویند...!
دیدید چقدر ریاضی شیرین است...!😂😂😂
دیدگاه ها (۶)

جررر منم اینجوری ساعت کوک میکنم ولی اخرش بیدار نمیشم :/ بقیه...

یا خداااا ://////اگه میدونستییی 😂

https://laugh1399.blogix.ir/

😂

رمان تهیونگ

رمان تهیونگ

عشق در تاریکی 43.اون....اون جونگکوک بود از قیافش و چشمای خما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط