{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بي هيچ سلاحي،

بي هيچ سلاحي،

روي صندلي ام مي نشينم....

و صداي كليد را مي شنوم,

كه در قفل مي چرخد....

قاتلِ مـن، روزي

تمام پله ها را بالا مي آيد....

صداي خيابان بلند است,

وفرياد هاي من هرگز،

كسي را به سمت اين پنجره نمي كشاند....

صداي خيابان بلند است,

ومن هرگز,

با خود اسلحه اي حمل نکرده ام....
دیدگاه ها (۴)

به تو وابسته شدم و تنهایی پیشِ رویم سکوت می کند.... سر می ک...

از دستت ساعت را باز می کنی, و دستانم زمان را از دست می دهند...

زندگی یه زمین فوتباله.... همیشه اون تیمی برنده نیست که زیبا...

امشب به قصه دل من گوش ميكني, فردا مرا چو قصه فراموش ميكني......

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:48☆ویو سوجین:چند ثانیه همونطو...

پارت ۲۸برای چند ثانیه کامل خشکم زد.اسلحه.واقعاً اسلحه.نه توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط