پارت

پارت٦
♪♪♪♪♪♪
[فرشته ی تاریکم]

جین با ماشین تند تند خودشو رسوند من قلبم تو دهنم اومده اومده بود .
من:کوک واقعا ببخشید پای این قضیه روت باز کردم متاسفم
کوک:نه بابا اشکال نداره☺
من :من نمیخوام تسلیم شم لیسا بیا بریم پایین
لیسا:ن ن نرو ..ـ..
من رفتم پایین لیسا اونجا موند
جین اومد گفت بیت ببینم دستمو محکم گرفت منم محکم دستشو پیش دادم با پا زدم تو دهنش چون کارته باز هستم واقعا کمربند سیاه هستم
جین :کثاف.... بیا 👿
من:درسته من تنهام ولی باز بلدم از خودم دفاع کنم
جین:تو حتی پول نداری
من:پدر و مادرم به اندازه ی کافی پول گذاشتن ک بتونم تو کره زندگی کنمم و تو جین دیگ حقهه اومدن به اینجا رو نداری

لیسا و کوک تعجب کردن و از من خوششون اومد ☺
و من کوک رو از خونه بیرون کردم 😑😏
کوک اصلا خشکش زده بود
کوک:واقعا تو مهشری
من:مرسی😉
لیسا:حالت خوبع
من:اره
و منو لیسا همدیگرو بغل کردیم
من:بچه ها من دیگ تو کره نمی‌مونم باید برم پاریس بعد همه چیز به حالت عادیه خودش برگشت میام کره
شمام با من بیاد اینجا به خاطر خاندانم امن نیست
کوک و لیسا:باشه فقط زحمتی نشه
من:ن بابا😊😉
من بلیت پرواز رزرو کردم و صبح ساعت ساعت ۵ باید با کوک راه می افتادمو......
.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امید وارم خوشتون اومده باشه تا پارت بعد ۱۱ لایک لازمه😍😉مرسـی به خاطر حمایت❤
دیدگاه ها (۶)

نشر بدین #جئون_جونگکوک #کوک-نفر-بعدی-نیست#‌نفر-بعدی-هیتران

مرسیییی😍😉

به خاطر درخواست های زیادتون هنوز به ده لایک نرسیده پارت پنج ...

بهترین دوستام توی فیکم و خیلی ممنونم از همه آرمیا به خاطر حم...

وقتی بعد دعوا میخوای باهاشون کات کنی🖤نامجون: اوففف بسه بیا آ...

پارت بیستو یکمسلام بابا بابام:سلام خوشگل بابا خوبی ؟بیا شامت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط