ازداوجاجباری
#ازداوج_اجباری
پارت ۱۵
ویو لیلی :
+خب بگو ببینم برا خودت دوست دختر پیدا کردی
=نه والا
میگم لیلی
تو دوستی چیزی نداری
فک کردم
آها لیسا
+چرا چرا دارم
اسمش لیساعه
میخوای زنگ بزنم بگم بیاد اینجا
=اره اره زنگ بزن
زنگ زدم به لیسا
+سلام
×سلام بله بفرمایید
+نشناختی
لیلی ام
×......
×لیلی توعی
واقعا فک نمیکردم که یه روزی صداتو بشنوم
دختر کجا بودی تا حالا
+هیچی بابا همینجا بودم
خندیدیم
+میگم لیسا
کجایی؟؟
×هیچی
خونه بیکار
+میتونی بیای به لوکیشنی که میفرستم
×ام خوب اره اره بفرست بیام
+باوشه
کاری نداری فداتشم
×نه خوشگلم بای
+بای بای
قطع کردم
+خب اینم حل شد داداش جون
=دمت گرم خواهر خوشگلم
جونگ کوک دستشو باز کرد تا برم بغلش
زود پریدم بغلش
چند ساعت بعد
بعد چند ساعت لیسا اومد
زنگ آیفونو زد
+میگم جونگ کوک تو برو بردار
من برم بالا قایم شم باشه
=ام باشه .
ویو جونگ کوک
رفتم و در رو براش باز کردم
واقعا مثل لیلی خوشگل بود
موهاش طلایی بودن و چشماش قهوه ای
اومد تو
×سلاممممم
فک کرد لیلی هست
×عه ببخشید
لیلی کجاست
=ام خب سلام
لیلی رفته خوراکی بخره بیاد
×ام باشه پس
رفت و رو مبل نشست
چند دقیقه ای همینجوری تو سکوت گذشت
بعد چند دقیقه ای رفت دستشویی
رفتم بالا و لیلی رو صدا زدم
=لیلی
+بله
=میگم که بیا برون بیرون خوراکی بخر نگه من دروغ گفتم
+باشه باشه
زود دوید
بله بلاخره بعد روزها پارت گذاشتم
چون واقعا کاری برام پیش اومده بود و خوب نمیتونسم پارت بنویسم ولی خب الان دارم پارت های جدیدش رو مینویسم
منتظر باشین😼
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#کیپاپ
#رمان
#یونگی
#لیسا
پارت ۱۵
ویو لیلی :
+خب بگو ببینم برا خودت دوست دختر پیدا کردی
=نه والا
میگم لیلی
تو دوستی چیزی نداری
فک کردم
آها لیسا
+چرا چرا دارم
اسمش لیساعه
میخوای زنگ بزنم بگم بیاد اینجا
=اره اره زنگ بزن
زنگ زدم به لیسا
+سلام
×سلام بله بفرمایید
+نشناختی
لیلی ام
×......
×لیلی توعی
واقعا فک نمیکردم که یه روزی صداتو بشنوم
دختر کجا بودی تا حالا
+هیچی بابا همینجا بودم
خندیدیم
+میگم لیسا
کجایی؟؟
×هیچی
خونه بیکار
+میتونی بیای به لوکیشنی که میفرستم
×ام خوب اره اره بفرست بیام
+باوشه
کاری نداری فداتشم
×نه خوشگلم بای
+بای بای
قطع کردم
+خب اینم حل شد داداش جون
=دمت گرم خواهر خوشگلم
جونگ کوک دستشو باز کرد تا برم بغلش
زود پریدم بغلش
چند ساعت بعد
بعد چند ساعت لیسا اومد
زنگ آیفونو زد
+میگم جونگ کوک تو برو بردار
من برم بالا قایم شم باشه
=ام باشه .
ویو جونگ کوک
رفتم و در رو براش باز کردم
واقعا مثل لیلی خوشگل بود
موهاش طلایی بودن و چشماش قهوه ای
اومد تو
×سلاممممم
فک کرد لیلی هست
×عه ببخشید
لیلی کجاست
=ام خب سلام
لیلی رفته خوراکی بخره بیاد
×ام باشه پس
رفت و رو مبل نشست
چند دقیقه ای همینجوری تو سکوت گذشت
بعد چند دقیقه ای رفت دستشویی
رفتم بالا و لیلی رو صدا زدم
=لیلی
+بله
=میگم که بیا برون بیرون خوراکی بخر نگه من دروغ گفتم
+باشه باشه
زود دوید
بله بلاخره بعد روزها پارت گذاشتم
چون واقعا کاری برام پیش اومده بود و خوب نمیتونسم پارت بنویسم ولی خب الان دارم پارت های جدیدش رو مینویسم
منتظر باشین😼
#بی_تی_اس
#بلک_پینک
#استری_کیدز
#بیبی_مانستر
#کیپاپ
#رمان
#یونگی
#لیسا
- ۴.۹k
- ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط